ميرزا محمد حيدر دوغلات

606

تاريخ رشيدى ( فارسي )

بالتى ، زانسكار و ماريول 806 و رودق و گوگه « 1 » 807 ولو و بوراس و زونكه و منكاب و زير سودكانكار و نيسان و هم والالاى لوتك و توك و لابوك « 2 » و اسكبرق « 3 » كه نهايت سير بنده است . از اسكبرق تا بنگاله بيست و چهار روزه راه مىروند و اورسانگ ، شرق اسكبرق است و بنگاله بر جنوب ؛ « 4 » و اورسانگ قبله و كعبه تمام خطاى و تبت است و در اورسانگ بتخانهء عظيم است . چنان كه استماع افتاده قابل التصديق نيست ، از آن جهت نوشته نمىشود و احتمال كذب او بيشتر است و بالجمله دار العلم و مدينة الزهاد خطاى و تبت است . « 5 » در شرح غرايب مواضع تبت از اين ولايات تبت كه بنده ديده‌ام اوضاع ولايت و مردم او نوعى است ( 292 پ ) كه هرچه بنده در تقرير آن خواستم كه رجوع نمايم ميسر نشد . اما عجايت چند كه مشاهده نموده‌ام يا به تواتر پيش بنده ثابت شده است جهت غرابت را نوشته مىشود . از آن جمله يكى معادن طلاست . در اكثر مواضع چنپه « 6 » ، معادن طلى هست . از آن جمله دو معدن غريب است ، يكى را مغول ، التونچى 808 تبت مىگويند كه بعضى شعب قبيله دولپه كه مذكور شد در آن‌جا كار مىكنند و از غايت برودت هوا در سالى چهل روز زياده كار نمىتوان كرد . و در زمين هموار سوراخ‌هاست چنان كه كس مىتواند رفت 809 و سوراخ‌ها بسيار است و غايت اكثر آنها بر يك ديگر منتهى مىشود و مشهور چنان است كه سيصد خانه‌وار كس در آن سوراخ‌ها على الدوام مىباشند و مرور بعضى از مغولان كه آنجا مىافتد از دور مىبينند . مردم ما چون نزديك برسند همه در سوراخ‌ها خزيدند و هيچكس ايشان را نمىيابد . در سوراخ‌ها هيچ روغن نمىسوزد الا روغن سرجوش گوسفند كه چر 810 به وى داخل نشده باشد و از آن سوراخ‌ها خاك بدر مىآرند و در آب مىشويند . العهدة على الراوى ، مىگويند كه از يك غلبير 811 خاك آن كان ، گاه باشد ده

--> ( 1 ) . نب : گوله . ( 2 ) . نب : گوله . ( 3 ) . نگ : + [ يا استكبرق ] . ( 4 ) . نگ : + اسكبرق . ( 5 ) . نگ : + فصل نودم . ( 6 ) . نگ : چمپه .